خرید بک لینک

بِکُم فَتَحَ الله و بِکُم یَختِم1

مولای من : خدا خواست آغاز و پایان هر خوبی و نعمتی شما باشید.

می خواهم از شما بنویسم که با شنیدن طنین نامتان قند توی دلم آب میشود، فما إَحلی إَسمائَکُم2

چه شیرین است نامهایتان

توی تاریکی غفلت و غرور مانده ام ،خودِ خودم را گم کرده ام،.تا چشم کار می کند تاریکی و سیاهی

است.و چقدر سرد است...

و یاد شماست که دلم را گرم می کند..باید از شما بنویسم از نور، نوری که خدا خواست مومنان به

واسطه ی او راه را از بیراهه باز شناسند.3

کسی باید خود ِخودم را برایم پیدا کند.که هم راه را بلد باشد و هم نشانی مرا بداند .و چه خوشبختم

اگر مرا هم به نام کوچکم بخواند و به زبان مادریم با من حرف بزند.دستِ دلم را بگیرد و از بیراهه های

ناشناخته به وادی نور و رحمت برساند.من منتظرم و صبح چه نزدیک است...

به انتظار می ایستم تا طلوع آفتاب... سید ما مولای ما دعا کن برای ما .اللهم عجل لولیک الفرج

1و2.فرازی از زیارت جامعه ی کبیره

3. اَالسَّلامُ علی شمس الظَّلام. سلام بر خورشید تاریکی ها(از زیارات های امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در مفاتیح الجنان

عنوان از : محمدعلی بهمنی

برچسب: نویسنده: آروین بختیاری تاريخ: يکشنبه 21 آبان 1396 ساعت: 0:56

صفحه بندی